وبا یکی از بیماریهای واگیردار است که در طول تاریخ ایران، بهویژه در دورۀ قاجار، تأثیرات عمیقی بر بهداشت، سلامت عمومی و ساختارهای اجتماعی بر جای گذاشته است. گزارشهای متعددی به شیوع گستردۀ وبا و تلفات فراوان ناشی از آن در این دوره اشاره دارند. پیش از دورۀ قاجار، رویکرد شناختی (علتیابی) و رفتاری (تدابیر پیشگیرانه و روشهای درمانی) در مقابله با انواع بیماریها از جمله وبا در چارچوب نظام طب اخلاطی صورت میگرفت؛ اما همزمان با دورۀ قاجار، شیوههای درمانی پزشکی نوین به ایران راه یافت. یکی از مهمترین ابزارهای آشنایی با کارآمدی و اثربخشی این روشها، ترجمۀ رسالههایی در باب بیماریهای عفونی بود. نخستین ترجمهها با موضوع آبله آغاز شد و در ادامه به بیماری وبا نیز پرداخته شد. نمونۀ شاخص آن «رساله در وبا» است که در دورۀ محمدشاه قاجار، شاهزاده محمدحسینبنعیسی آن را به فارسی ترجمه کرد. در این رساله، ضمن ارائۀ انواع علتشناسی بیماری وبا، علائم بالینی و درمانهای رایج در نظام طب اخلاطی، بهصورت مختصر به برخی از شیوههای پیشگیری و درمانی نوین که توسط طبیبان غربی به کار گرفته میشد، اشاره شده است. به نظر میرسد تلاشهای حکومت و آگاهیهای بهدستآمده از طریق ترجمۀ این آثار، زمینه را برای ورود تدریجی طب نوین غربی به ایران فراهم ساخت و درنهایت به بهبود مدیریت بیماریهای واگیردار کمک کرد. این مطالعه نهتنها به درک بهتر تاریخ پزشکی ایران کمک میکند، بلکه نشان میدهد چگونه تبادل علمی و فرهنگی میان شرق و غرب در توسعۀ دانش پزشکی نقشی مؤثر داشته است.